امیرحسین قند عسلامیرحسین قند عسل، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره

عشق مامان زیبا و بابا مهدی

انتخاب اسم

سلام نفس مامان،خوبی؟ عزیزم امشب منو بابایی اومدیم اسمایی که دوست داریم وتو کاندیدامون هست رو نوشتیم رو کاغذ تا یکی رو انتخاب کنیم اسماها شامل:اشکان آرمان آرمین پویان حسام رامان رامتین شایان کیان محمد آئین محمد فاضل رادمهر جالبه بیشتر اون دوتااسم در میومد حسام رامتین حسام( (عربی) (در قدیم) شمشیر تیز و برنده.)رامتین(رامتین واژه‌ای فارسی به معنای آرامش بخش می‌باشد.واز موسیقیدانان به نام ایران در دوران پادشاهی ساسانیان) حالا باز توکل بر خدا تا ببینیم چه اسمی برازنده ی شماست عزیزم شنبه هم میرم ازمایش قند رو بدم واز اون سمت به احتمال زیاد میرم خونه ی مامانی پسر گلم ...
8 شهريور 1392

وارد 7 ماه شدیم گل پسرم

سلام نازم، عزیزم امروز وارد 7 ماه شدیم وای که چقدر منتظرم این روزاها بگذره وزودتر شما رو ببینم   25هفته و 5 روز شروع ماه 7 30 هفته شروع ماه 8 34 هفته و 2 روز شروع ماه 9 عزیزم دعا میکنم همه کسانی که مادر نشدن به حق امام زمان خدا نصیبشون کنه و اون هایی هم که مانند من منتظرن خداوند فرزند سالم وصالح بهشون بده و اون هایی هم که مادر بودند خدا بچه هاشونو واسشون حفظ کنه،الهی امین
3 شهريور 1392

هورا چیزی نبود خدارو شکر

سلام نفس مامان خوبی؟ من سه شنبه رفتم جواب ازمایش رو بگیرم انگار نه انگار،خبری از دفع پروتین نبود خدارو شکر رفتم به دکترمم نشون دادم گفت خیلی خوبه اما رژیمتو رعایت کن و فشارتم کنترل کن من دوباره موندم خونه ی مامانی تا جمعه1 شهریور که بابایی اومد دنبالم اومدم خونمون اما دلم خونه ی مامانمه جالبه میرم اونجا همش به فکر بابایی هستم که چیکار میکنه،اخه تنهایی سخته واسه مرد از طرفی میام خونه دلم خونه ی مامانمه اخه من عاشق پدر ومادرمم هنوز هنوز تا بوسشون نکنم بغلشون نکنم دیوونه میشم فکر کن عسلم با شما میریم تو بغل اقا جون الهی درد وبلاشون بخوره تو سر من که عاشقشونم تا زایمان خاله2هفته مونده وای دوتا پسر شیطون با تو میشن 3تا خدا رحم کنه به مامانی واق...
2 شهريور 1392

سلام گل پسرم

سلام عزیزم این هفته خیلی نگرانت بودم اخه جواب ازمایشم دفع پروتین داشت من من از روز عیدفظر خونهی مامانی بودم تا جمعه ی هفته ی بعدش که بابایی اومد دنبالم دوشنبه ای دوباره رفتم دکتر کلی دعوام کرد که چرا خودمو اذیت میکنم گفت همه چیزت نرماله فشارمم خوب بود گفت رژیم کم نمک بگیرم خوبه من کم نمکی هستم اما تو این مدت بابایی همش چیپس میخرید اون خوب نبوده.و سونو داپلر عروق رحمی انجام داد گفت خون رسانی به شما هم خوبه و گفت شما خیلی سرحالی ویه هفته جلوتری و گفت دوباره ازمایش رو تکرار کنم منم میخوام فردا ببرم بدم ازمایشگاه دعا کنم خوشگلم اون قبلیه اشتباه بوده باشه حالا هرروز فشارمو میگیرم تا مراقب باشم که خدایی نکرده مشکلی پیش نیاد عزیزکم. مامانی گل پ...
26 مرداد 1392

عید فطرت مبارک

سلام قند عسلم خوبی.مامان فدای تکون خوردنت بشه عزیزم امسال ماه رمضون تنبل شدم هی میخواستم مهمون دعوت کنم که کشیده شد به 29ماه مبارک یعنی چهارشنبه16 مرداد که مامان وبابای بابا جون نیومدن با کلی...ولش کن یکی از خاله هاهم چون پله اذیتش میکنه و واسه نی نی هاش خوب نیست نیومد وخاله الهام هم زود اومد کمک حالم شه در صورتی که من شب قبلش سوپ وشله زودی که اولین بارم بود رو بار گذاشته بودم جوجه هم که از 2شب پیش تو مواد خوابونده بودم وژله بستنی هم درست کردم وسبزی هامم پاک کردم وشستم و فرداشم قرمه سبزی و جوجه هارو پختم و در کل9 نفر بودیم خیلی خسته شدم ومانند مهمونی های دیگه که باید همه ی کارامو همون شب انجام میدادم بعدمیخوابیدم رو نکردم وساعت2شب گرفتم خو...
18 مرداد 1392

بدون عنوان

سلام قند عسل مامان من امسال شب 19 رو خونه ی خودمون احیا کردم ودوشنبه 7مرداد رفتیم با بابایی خونه ی مامانی منم موندم اونجا شب رفتیم مسجد با مامانی وخاله جون وحتی دوباره شب 23 اونجا بودم که مسجد رفتیم دوباره وتنها ارزوم سلامتی شما توی این شبا بود.قند عسلم  مردادم مهمونی هم باهم رفتیم خونه دایی جون واون شب اومدم خونه عزیزم من تو این دنیا یه مامان وبابای ناز دارم که منتظرم توهم اونارو ببینی چون با تمام وجودم میپرستمشون بابایی از حیاطش سیب کنده هی به من میگه با خودت ببر خونتون بخور نمیدونی این دو نفر چه جواهراتی هستن همیشه جویای حال من وتو هستن عزیزم شنبه پیش دکتر خودم که بودم گفت همه چیز خوبه وپفت ماشالله خوب داری رشد میکنی اما بیمارستا...
12 مرداد 1392

خرجایی که فعلا واست کردم

عزیزم قندعسلم سلام اینرو نمینویسم که روزی که خوندی بگی مامانم زودی زده سرم عزیزم مینویسم که بدونی من و بابایی واسه بودنت کلی پول دادیم که فدای یه تار موت نفسم قبل اومدنت خب من تحت نظر دکتر بودم که چکاپهای لازم انجام بشه حقیقت خرجای اونارو یادم نیست اما از روزی که فهمیدم باردارم مینویسم تا الان که 21 هفته ام هفته7 بابت عفونت ادرار یه شب بیمارستان بابک با لباسام در اومد 250هزار تومان و سه شب دیگه بیمارستان لولاگر 160هزار غربالگری اول= سونو 106500پیش شاکری+آزمایش نیلو رفتم 92000 آزمایش روتین بارداری همون چکاپ کامل میشه 96000 غربالگری دوم= سونو پیش شاکری177000 +آزمایش نیلو123000 وهرماه پیش دکترم که ویزیتش 16هزار عزیزم امیدوارم که ص...
3 مرداد 1392

نی نیم پسر شد

سلام عزیز مامان قندعسلم مامانی 4شنبه ای 26تیر رفتم سونو دوباره پیش شاکری رفتم ساعت6صبح بعد سحر رفتم تا تو ترافیک نمونم و نوبتمم زود بشه نفر سوم بودم دکتر ساعت9اومد من زودی رفتم تو پسر گلم این سری هم خیلی بامزه نشسته بودی دکترم اینقدر اذیتت کرد تا درست حسابی بشینی. وگفتش شما شدی قند عسل مامان تا اینو گفت حرصم دراومد گفتم چرا اشتباه گفتی اینقدر حرف زد مخمو خورد یه جورایی خودشو توجیه میکرد سی دی غربالگری اولتو هم گرفت گفت ببینم چرا اشتباه به شما گفتم و گفت واستون پست میکنم که اینقدر من زنگ زدم تا اخرش اقای دکتر سرش شلوغ یکشنبه واسم فرستاد.الهی مامان فدات بشه من لحظه شماری میکنم تا بیای بغلم منم تا جمعه ای خونه ی مامانی بودم بابایی هم منتظر بو...
31 تير 1392

تکون خوردن عزیزم

سلام عزیزم مامان الهی من فدات شم که هرروز شیرینتر ازقبل میشی جیگرمامان راستی یادم رفته بود بگم اولین تکون خوردنت از 5شنبه 14تیرماه شروع شد که من خونه ی مامانی بودم ودراز کشیده بود که احساست کردم ببخشید مامانی،دیر این خبرو نوشتم.اینم بگو هرروز بیشتر از دیروز اعلام حضور میکنی شیطون بلا شدی واسه خودت.بابایی اولین روز ماه رمضون که19تیرماه بود واسم حلیم خریده بود منم که حلیم خور تاخوردم توهم تکونات بیشتر شد به شیرینی واکنش نشون میدی بلای مامان منتظرم اخر ماه برم سونو انومالی موندم کجابرم عزیزم خداکنه این سری درست بگن که جوجوی مامان دخمله یا پسمل اینو بدون هرچی هستی مامان دوستت داره وسلامتی وتندرستی تو ازخدای مهربون خواستارم وفقط به خاطر سیسمو...
21 تير 1392